عطا ملك جوينى

217

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

قاعده و سلوك صبّاحى را مسلوك مىداشت و بناى آن‌كه على شفا جرف هار بود مستحكم مىكرد ، و چون عهد دولت سلطان سنجر بود در « 1 » اقلاع « 2 » قلاع و هدم بقاع ايشان كسى جدّ نمىنمود ، و در آن عهد ميان امير المؤمنين المسترشد باللّه و ميان سلطان مسعود سلجوقى كه بنيابت عمّ خود سلطان سنجر حاكم عراق و ارّان و آذربيجان بود مناقشتى بود ، سبب « 3 » آنك در آن ايّام در بغداد در خطبه بعد از نام خليفه ذكر سلطانى كه غالب بودى كردندى چنانك در روزگار آل بويه بوده بود « 4 » و « 5 » بر منابر ذكر سلطان مسعود نمىرفت عزيمت « 6 » قصد بغداد در ضمير او مستحكم گشت ، المسترشد باللّه امير المؤمنين خواست تا برو پيش‌دستى نمايد با

--> كسرى بوده نه بيست سال چه از طرفى بتصريح مؤلّف در چند سطر قبل وفات حسن صبّاح در 6 ربيع الآخر سنهء 518 بوده است ، و از طرف ديگر باز بتصريح همو در ص 221 وفات بزرگ اميد در 26 جمادى الأولى سنهء 532 ، و فاصلهء بين اين دو تاريخ واضح است كه درست چهارده سال و دو ماه و بيست روز است نه بيست سال ، و علاوه‌براين استنباط در تاريخ گزيده ص 521 و حبيب السّير جزء 4 از ج 2 ص 62 صريحا واضحا مدّت حكومت بزرگ اميد را چهارده سال و دو ماه و بيست روز ضبط كرده‌اند ، بارى در غلط بودن « بيست سال » اصلا جاى شك و شبههء نيست و گويا اين غلط در مأخذ مشتركى از كتب اسماعيليّه كه جوينى و رشيد الدّين هردو از آن نقل كرده‌اند موجود بوده است و از نسّاخ متأخّر نيست ، ( 1 ) آ ج م : و در ، ( 2 ) كذا فى اكثر النّسخ ، ج ل م : انقلاع ، - رجوع كنيد بص 102 ح 7 ، ( 3 ) ب ج ز ل : بسبب ، ( 4 ) كذا فى سبع نسخ ، ب ز : بود ، س م : بوده ، د ط ندارند ، - استعمال « بوده بود » يعنى ماضى بعيد از بودن در عبارات قدما و مخصوصا در تذكرة الأولياء شيخ عطّار بسيار شايع است ، ( 5 ) واو فقط در ز س ، باقى نسخ ندارند ، ( 6 ) د ط « عزيمت » را ندارند ، - جملهء « عزيمت قصد بغداد الخ » جواب « سبب آنك در آن ايّام » است در سه سطر قبل ،